X
تبلیغات
صندلی داغ

صندلی داغ

محاکمه های داغ داغ

حجت

توجه!!!!!!!!!!!!!                         توجه!!!!!!!!!!!

 

دوستای گلم جون آرام جونتون سرش خیلی شلوغه   

 

فقط به دوستایی سر میزنم که بهم لطف دارن میان

 

پیشم       

 

دوستانیم که نمیان با تا سف فراوان حذف میشن

 

دوستون دارم دوست جونیای من

[ شنبه دوازدهم مرداد 1392 ] [ 14:41 ] [ آرام ] [ ]


سطرح های باران گلی

http://up.patoghu.com/images/1uecwun7dpagciqfv.jpg


روح درمانده ام این روزها به زنی ماننده است که بی سر پناهی های همه سال های

زندگی اش را ریخته است توی نگاه خیس باران . توان برخاستن ندارم از این گل آلوده

رنجی که آغشته به آنم. عریانی ام را نمی توانم بپوشانم  از بی شرمی این همه چشم.

من انگار سال هاست افتاده ام و هیچ دستی نیست تا مرا از زمین سرد تنم برگیرد.

آفتابی نیست تا مرا از گل و لای بعد از سیلاب اینهمه سال به تعمید باران و بنفشه ببرد.

من عریانم آنچنان که زخم های تو. من عریانم آنچنان که شاخه های ترد تو در

برگ ریز باد و بوران... من عریانم آنقدر که ماه نیمه شبان دیماه بر فراز خانه شما...

چشم بپوش از بی سر پناهی های من.... من فرشته ای بودم روزی که دعایی


مستجاب مرا ریخت بر سرافکندگی اینهمه خاک...یک نفر باید مرا ببرد زیر باران....

من باید بال بگیرم... من باید برخیزم.... من باید برخیزم از زنی که زانو زده است این روزها

در من... از من قدیسه ای بساز ای باران دیرگاه.... جامه ای سفید بپوشان برتنم.... حاشیه

زرد و نارنجی دامنت را بریز روی سر سبزی چمنزارها.... سینه سرخ های عاشق باید به آواز

آیند از هلهله پرنیان آویخته از هیاهوی تنت.... من صدای صیحه هفت قرقاول مست را ریخته ام

توی پرند دستهایت....کلاغی ات را باز کن تا زمین از شمیم موهات سرمست شود...

بپیچ در هلهله ی  نی همیانه های پشت نخلستان... پا تابه های زردوز تو را می رقصند تمام

دختر بندری ها در ماسه های صدف ریز ساحل... من بربط می خوانم از گلوی کبوتر ها و

کباده ها... من نذر کرده ام این بار وقتی به پابوس باران می روم یک ریز ببارم از احتمال

همه ی ابرها.... من سردم است... چای دارچین بی بی را بریز توی فنجان من....

من دلم برای خواب های توی پنج دری تنگ شده است... من افتاده ام به هیات زنی که

چند هزار سال پیش افتاده بود روی بروی بازارچه توی گناه رهگذران.... کی فکر می کردم

من روزی توی لجنزار اینهمه شهر عریان باشم... من زمین خورده ام سال هاست می بینی ؟

من دارم توی خاک خودم غوطه می خورم.... من از خود سوزی اندوه بر می گردم.... از آتش

بجانی پروانه ها... من همه ی دیشب را توی سرد خانه، کنار مرده مردی آرمیده ام...

به دیدارم آمده ای اما چه دیر.... اما چه دور...  دستهایم را بگیر....  تمام دیشب را لرزیده ام

توی تنهایی خودم.... مرا از خرده شیشه های پای پنج دری جمع کن... یک استکان چای و

دارچین بیاور برای بعد از ظهر های حیاط خلوت خانه...

 سمت شمع دانی ها که آفتابی شد من چاووشی می خوانم برای هیمنه صبح.... برای

تویی که از زیارت آفتاب برگشته ای.... چاووشی می خوانم چشمهایت را که از

صدای بال بال کبوتران حرم می آیند...  

[ یکشنبه هفدهم شهریور 1392 ] [ 14:54 ] [ آرام ] [ ]


خدا...............

خدا آدمایی رو که خیلی دوست داره زیاد امتحان میکنه

اینطور که من حساب کردم

حس میکنم خدا دیونه ی منه .....

[ چهارشنبه ششم شهریور 1392 ] [ 23:28 ] [ آرام ] [ ]


کاش..............................

کاش مي دانستيم زندگي کوتاست
کاش از ثانيه هاي زندگي لذت مي برديم
کاش قلبي رو براي شکستن انتخاب نمي کرديم
کاش همه را دوست داشتيم
کاش معني صداقت را ما هم مي فهميديم
کاش هيچ کودک فقيري ديگر خواب نان تازه وداغ را نمي ديد
کاش دلهايمان دريايي مي شد
کاش مي فهميديم زندگي زيباست
و
لذت مي برديم تا نهايت
کاش ميدانستيم که ما نمي دانيم فردا برايمان چه اتفاقي مي افتد
کاش بهانه اي براي ناراحت کردن دلهاي زخم خورده نبود
کاش...
کاش...
کاش...

[ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392 ] [ 14:3 ] [ آرام ] [ ]


تنها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را

 

 

 
 

کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم!!!

 
 

ومن شمع می سوزم ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند

 

 

ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم !!!

 

 

 

درون کلبه ی خاموش خویش اما

 

 

کسی حال من غمگین نمی پرسد!!!

 

 

و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم

 

 

درون سینه ی پرجوش خویش اما!!!

 

 

کسی حال من تنها نمی پرسد

 

 

 
 

ومن چون تک درخت زرد پاییزم !!!

 

که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او

 

 

 

 

ودیگر هیچی از من نمی ماند!!!

 

 

[ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392 ] [ 14:46 ] [ آرام ] [ ]


دوستای گلم یه مدت نمیخوام بیام نت

 

تنهام نزارید

[ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ] [ 22:59 ] [ آرام ] [ ]


داستان عاشقانه

بچه ها یه داستان قشنگ خوندم

 

برای شما هم گذاشتم با دقت بخونید نظرم یادتون نره

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیستم مرداد 1392 ] [ 14:49 ] [ آرام ] [ ]


عیدتون یشایش مبارک

 

 

عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم...

 

 

[ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 ] [ 23:4 ] [ آرام ] [ ]


هوش مصنوعی

يه بابايی ميخوره زمين دستش پيچ مي خوره ، منتها تنبلیش مياد بره دكتر

نشونش بده ...دستش يه مدت همينجور درد مي كرده ، تا يه روز رفيقش

بهش ميگه : اين داروخونه یسر كوچه يه كامپيوترآورده كه صد تومن ميگيره ،

 آنی هر مرضی رو تشخيص ميده !!!يارو پیشِ خودش ميگه : خوب ديگه صد

تومن كه پولی نيست ، بريم ببينيم چه جورياس ...ميره اونجا ، مي بينه يه

دستگاه گذاشتن ، جلوش يه شكاف داره ، روش نوشته :لطفا اسكناس صد

 توماني وارد كنيد ...يارو صد تومنی رو ميذاره ، يهو يه چيزه قيف مانند مياد

بيرون ، ميگه : نمونه ادرار !!!طرف هم با خجالت قیفُ می بره پُر می کنه و

 میاره !!!بعد از دو سه دقيقه ، كامپيوتره يه تيكه كاغذ ميده بيرون كه روش

نوشته بوده :يكي از تاندن های دست شما پاره شده ، بايد يه هفته

ببندينش و باهاش كار سنگين نكنيد تا خوب شه !!!يارو كف مي كنه كه اين

لامصب اينهمه چيزُ چطور از یکم ادرار فهمیده ؟؟؟!!!خلاصه كرمش مي گيره

كه ببينه ميشه گولش زد يا نه ...فرداش يه شيشه مربا ورميداره ، تا نصف

توش آبِ شير ميريزه ، بعد ميده سگش توش جیش کنه ، يه دونه از

آدامسای دخترشُ هم ميندازه توش ، یه معجون درست می کنه ، بعدم ميره

 همون داروخونه ، معجونش رو ميريزه به جاي نمونه ادرار !!!كامپيوتره يه 15

 دقيقه قيژ قيژ و دلنگ دلونگ مي كنه ، بعد يه كاغد چاپ ميكنه ميده بيرون

 كه روش نوشته بوده :آبِ شيرتون آهک داره ، بايد لوله كش بياريد درستش

 كنه ...سگت قلبش ناراحته ، همين روزها تموم ميكنه ...دخترت حامله س

، بايد بری خِرِ پسره طبقه پايينی رو بگيری ...

 

درضمن ، اگه بخواي همينجوری شیشه مرباهای سنگین سنگین بلند کنی

، تاندن دستت هيچ وقت خوب نميشه!!

 

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 22:44 ] [ آرام ] [ ]


درد و دل پسرا

?- بدبخت حسين دلت بسوزه همون دختري که به تو پا نميداد من رفتم شمارشو گرفتم

?- واي پسر ! اين دختره دانشجو که توي کلاس ماست رو ديدين عجب هيكلي داره !

?- من بدجوري عاشقش شدم . اگه اين خوشکله با من دوست بشه من همه ي دوست دخترهام رو کنار ميگذارم .

?- ...ها ! حوصله مون سر رفت ! دو تا ...شعر بگين تا بخنديم !

?- يک سي دي توپسي گيرم اومده که خيي باحاله . جديدترين شوي جني فر لوپر و شکيراست .

?- بچه ها اين دختره رو ديدين که مانتو صورتي ميپوشه و يه عينک آفتابي هم ميزنه . وقتي هم که توي دانشگاه را ميره هيچکي رو تحويل نميگيره . بايد حالشو بگيريم ....بهش!

?- ما اينيم ديگه بالاخره شماره رو داديم به دختره فقط دنبال خونه خالي ميگرديم .

?- بچه ها من ميخونم شماها دست بزنيد ... توي کوچمون دختره قد بلنده ...

?- بر و بچ جاتون خالي امروز رفتيم کافي نت يه رومي رو به گند کشيديم

10-ديشب جاتون خالي.مامانم اينا نبودن يه غذاي توپ!!! درست كردم.
فقط يه كم زيادي رو گاز موند كه اونم مهم نيست.نميدونيد ته ديگ تخم مرغ چه خوشمزه هست!   

[ جمعه یازدهم مرداد 1392 ] [ 14:33 ] [ آرام ] [ ]